انتشار تصاویر و محتوای خشونت بار در رسانه های ایران به ویژه رسانه های فضای مجازی آذربایجان شرقی این روزها نقل محافل سیاسی، مطبوعاتی و اجتماعی شده است:

_ تصاویر کودک مرندی که تحت شکنجه های پدر خود قرار گرفته بود

_ تصاویر تصادفات رانندگی در محور تبریز – اهر و تبریز - مراغه

_ تصاویر سانحه آتش سوزی یک سواری در محور تبریز – تسوج – سلماس

_ تصاویر نمایش آلت قتاله در پلیس آگاهی تهران توسط خبرنگار صدا و سیما

_ تصویر اعدام قاتلی در سلماس از رسانه ملی و مصاحبه خبرنگار با دادستان در جلوی صحنه جان کندن قاتل

 _ و ...

صرفنظر از اینکه انتشار این تصاویر تا چه حد می تواند نقش اطلاع رسانی رسانه ای ایفا کرده و در جذب و افزایش مخاطب رسانه ها نقش داشته باشد، توجه به چند موضوع نه از زاویه « اقتصاد رسانه» بلکه از نگاه روانشناسی جامعه و «اخلاق حرفه ای» و جایگاه روزنامه نگاری لازم و ضروری است.

یکی از رسالت های مهم و حیاتی رسانه ها، اطلاع رسانی، روشنگری و آگاه سازی جامعه و مخاطبان در مورد اتفاقات پیرامون و به تبع آن هشدار، انذار و هوشیارسازی از خطرات احتمالی است. اما این امر هرگز مجوز و بهانه موجه و خوشایندی برای مدیران رسانه  ها و خبرنگاران نیست که به بهانه عینیت بخشیدن به خبر حوادث، مطالبی منتشر کنند که منافی اخلاق عمومی، عرف و فضای روانی جامعه باشد. به عبارت دیگر، انتشار عکس ها و یا محتواهای خشن و خونین که با روحیه یک جامعه انسانی که از قضا اغلب آن را کودکان، نوجوانان، زنان و حتی افراد مسن و کم تحمل از نظر روحی تشکیل می دهند کاملا غیرمجاز و غیراخلاقی است و با مسئولیت های اجتماعی یک خبرنگار و رسانه های گروهی در تعارض آشکار است.

متاسفانه برخی از رسانه های مکتوب (اغلب موسوم به نشریات زرد) برای فروش چند نسخه بیشتر و خبرگزاری ها و سایت های فضای مجازی به خاطر چند کلیک بیشتر این اصل اجتماعی و مهم را فراموش کرده و تصاویر ناهنجار قربانیان و حتی بطن حادثه را با آب و تاب و طول و تفصیل منتشر می کنند غافل از اینکه این تصاویر چه اثرات دهشتناک و مخربی را می تواند در آینده بر روح و روان جامعه بر جای بگذارد. نشاط و آرامش اجتماعی را از جامعه گرفته و ناامنی و ناآرامی و عدم اطمینان را به پیکر جامعه تزریق کند.

در مورد انتشار اخبار و عکس های حوادثی مانند تصاویر کودک‌آزاری در رسانه ها‌، مطابق ماده 10 قانون جامع حمایت از کودکان، تکثیر، ‌انتشار، عرضه، معامله یا بارگذاری محتوا یا اثر مستهجن یا مبتذل که در آنها از اطفال و نوجوانان بهره‌گیری شده ممنوع می باشد. این قانون می تواند شامل کودک آزاری نیز باشد. زیرا با انتشار تصاویر کودکان آزاردیده حیثیت و آینده زندگی اجتماعی آنها و حتی خانواده و والدین شان به خطر افتاده و برچسب منفی بر آنها زده می‌شود. سبب می شود تا این کودکان «انگ اجتماعی» خورده و در آینده از حقوق اجتماعی خود محروم شوند و چه بسا خود به سوی خشونت در آینده کشیده شوند.

مطابق ماده 6 فصل حدود مطبوعات مربوط به قانون مطبوعات، استفاده ابزاري از افراد درتصاوير و محتوا ممنوع است. بنابراین انتشار تصاویر کودکان آسیب دیده که می تواند آینده آنان و حتی اعتبار و جایگاه خانواده آنان و والدین شان را به مخاطره بیندازد مجاز نیست.

انتشار برخی تصاویر خشن و خونین که می تواند کودک آزاری، دیگر آزاری، خودآزاری و حتی حیوان آزاری را هم شامل شود، می تواند برای بیماران قلبی و عصبی و کودکان و زنان خطرناک باشد. در این میان باید روحیه بازماندگان و اطرافیان قربانیان را نیز مد نظر قرار داد. انتشار تصاویر دردناک کشته شدگان سانحه هوایی یاسوج، سوانح تصادف رانندگی، سانحه سوختن اجساد و یا دست شکسته و خونین یک کودک آسیب دیده و صدها نمونه از این رویدادهای تلخ به هیچ وجه مناسب رسانه های اخلاق مدار نیست و از نظر انتشار خبر آنها نیز نباید به جزئیات حادثه پرداخته شده و داستان پردازی شود.

بر اساس نظر بسیاری از کارشناسان و متخصصان ارتباطات، حتی اگر نیت بر پخش تصاویر خشن و اخبار حادثه ای آن هم به صورت محدود باشد باید چند مورد را رعایت کرد. به عنوان مثال : پخش عکس صحنه های دلخراش باید به صورت نمای عمومی (لانگ شات) و نه با کادر بسته (کلوزآپ) و نیز با مات یا شطرنجی کردن تصویر صورت قربانی و نقاط آسیب دیده بدن قربانی به صورت محدود و مشروط می توان اجازه انتشار داد. بر همین اساس رسانه ها باید چارچوب های خاص اخلاقی را در انتشار اخبار و تصاویر حوادث رعایت کرده و محتاطانه تر رفتار کنند. این چارچوب‌ها تنها مختص کشور ما نیست و تقریبا تمام کشورهای دنیا ملزم به رعایت آن هستند.

پایبندی بر مسئولیت اجتماعی خبرنگاران و اخلاق حرفه ای در کار رسانه ای بسیار مهم و حیاتی است. در هر رسانه ای که مخاطب عام داشته باشد، به هم ریختن آرامش روانی،  مصداق جرم مطبوعاتی و همچنین تجاوز به حریم روانی مخاطبان تلقی می شود. زیرا پخش اخباری از این دست که حاوی خشونت است می تواند بدآموزی داشته باشد و نه تنها موجب تقلیل و پرهیز از جرم و خشونت نشود که بر ارتکاب آن نیز دامن بزند و با فروریختن قبح جرم و جنایت و عادی شدن خشونت، برای مرتکبان و بزهکاران دیگر هیچ حد و مرزی برای انجام آن نوع بزه و جرم متصور نخواهد بود.

نمونه های خوبی را در سطح رسانه های جهان در گذشته شاهد بوده ایم. مثلا در تیراندازی  دبستان “سندی هوک” آمریکا ۲۰ کودک کشته شدند اما با یک جست و جوی ساده در گوگل  تصویری از این مسئله  یا خون های ریخته بر درو دیوار یافت نمی شود. زیرا رسانه های این کشور انتشار خبر را مدیریت کردند. یا در جریان سونامی مرگبار ژاپن، شما در جست و جوی رایانه ای نمی توانید تصاویر قربانیان را ببینید! اما در همین ایران خود ما، اغلب رسانه ها و خبرنگاران جنجال طلب، برای انتشار این تصاویر سر و دست می شکنند و سعی می کنند بی پرده ترین، واضح ترین و سریعترین عکس های حادثه و خون و خشونت را به انتشار عمومی بگذارند و از این طریق برای خود اسم و رسمی در کرده و اعتباری کسب کنند.

خبرنگاری از جسد سوخته یک فرد مصدوم در حادثه تصویری به یادگار می گذارد و آن دیگری چهره خونین کودکی معصوم و زیر سرم بیمارستان را به اشتراک می گذارد! متاسفانه به عواقب این تکثیر و نشر تصاویر توجهی نمی شود. در حالی که انتشار عکس‌هایی که باعث پریشانی مردم و آبروریزی خانواده‌ها می‌شود، اصلا با اخلاق حرفه‌ای مطابقت ندارد.

 صحنه گزارش خبرنگار صدا و سیما از اداره آگاهی و شمردن گلوله های هفت تیری که به عنوان سلاح قتل در صحنه کشف شده است، یکی از همان صحنه های خشن و اشاعه دهنده خشونت و عادی ساختن ارتکاب جرم در جامعه است. با انتشار این فیلم‌ انتقادات تندی به رسانه ملی شد که چرا آلت قتاله باید در دست خبرنگار باشد یا با آن اسلحه چرا جلوی دوربین بیاید؟ صحنه ای که سبب می شود جامعه حساسیت خود نسبت به آلت قتاله و ارتکاب جرم را از دست بدهد. صحنه ای که خوشبختانه با واکنش منفی خیلی از رسانه ها، کارشناسان، روانشناسان و مردم عادی روبرو شد. امیدواریم همه رسانه ها و به ویژه صدا و سیما در پخش چنین تصاویر ساختارشکنانه ای دقت بیشتری به خرج داده و تمام ابعاد انتشار آنها را از کارشناسان اجتماعی و خبرگان عرصه ارتباطات و روزنامه نگاری جویا شوند.

محمد امین خوش نیت، دانشجوی دکتری ارتباطات و مدرس دانشگاه

انتهای پیام/