زلزله اخير يك پيام مشخص داشت و آن اينكه " تهران را بايد به خدا سپرد" .
پايتخت ايران، انباشتي از  تصميم هاي نادرست است . از ساخت و سازهاي غيراصولي با هدف درآمدزايي كه طي دهه گذشته صورت گرفت، تا فرسوده بودن شبكه شريان هاي حياتي شهر.
وقتي زلزله اي به بزرگي ٧ درجه در مقياس ريشتر تهران را تكان دهد، ديگر نه ستاد بحراني خاصيت دارد و نه هلال احمري مي تواند امداد رساني كند . تهران شهر آرزوهاي مدفون خواهد شد.
ما هم قد يك خرمايي كه در مسجد محلمان خورده ايم، خاصيت ادعيه شريفه را مي دانيم اما خدا هم به ما عقل داده است كه روي گسل برج نسازيم ، سايه آسمانخراش ها را بر كوچه هاي  چهار متري نياندازيم و نظارت در ساخت و ساز را جدي بگيريم .
بعضي وقت ها يادمان مي رود كه تهران  پايتخت يك نظام سياسي است ، تهران بلرزد، نظام مي لرزد و اين مهم نيازمند انديشيدن توام با عمل است.
نظارت بر امور شهري ، يك تكليف شرعي است ، به هر كس و هر چيز كه اعتقاد داريد ، فقط همين يك فقره را نفروشيد! سازمان نظام مهندسي ما در مقابل جان مردم اين شهر مسئول است ، دستگاههاي نظارتي ما در مقابل نفوس اين كلان شهر،  دين بر گردن دارند، اين زلزله اخير برايتان خاطره نشود ، بايد خاطرتان را مشوش كند از فاجعه اي كه در پيش است.
دولت محترم طرح هايي چون جا به جايي كارمندانش از تهران به شهرستانها را جدي بگيرد. برگزاري مانور خوب است،  موجب افزايش آگاهي مي شود، اما در تهران جان كسي را نجات نمي دهد. بايد از حرف به عمل رسيد.  فراموشمان نشود، تكانه اي كوچك تهران را قفل كرد، واي به روزي كه گسل هاي تهران بيدار شوند .
انتهای پیام/ احمد جعفري چمازكتي