اکتبر سال 2015 وقتی کلوپ به انگلستان آمد، جزیره تحت سیطره القاب و آدم های بزرگ بود و وقتی نام خود را کنار لقب مورینیو یعنی "آقای خاص" دید گفت: "نه نه من خاص نیستم، من یک آدم معمولی هستم". یورگی با ریش های نتراشیده و کلاه های معروفش هیچ گاه یک آدم معمولی نبوده و در پس لبخند های زشت خود همیشه یک دنیا فلسفه پنهان کرده است و تفکر.

مربی موطلایی روزی که به آنفیلد قدم گذاشت کمتر کسی فکر می کرد که لیورپول با این آدم معمولی می تواند رویاپردازی کند چون اغلب مدعی بودند که: آقای کلوپ تفاوت جزیره با بوندسلیگا و لیورپول با ماینتس و دورتموند زمین تا آسمان است.

کلوپ اول از همه جنگیدن را به بازیکنانش آموخت و یاد داد که در دنیا مسائل جدی به وفور پیدا می شود پس بیاید از این جادو لذت ببریم و فوتبال را برای خودمان و هوادارانمان بازی کنیم.

چهارشنبه شب هفته گذشته خیلی ها از خرد شدن لیورپول و معبد نوکمپ صحبت کردند، چند روز پس از آن نیز وقتی صلاح مصدوم شد کمتر کسی به بازگشت لیورپول برابر بارسا امید داشت اما هیچ کس از اعجاز آنفیلد مطلع نبود. بارسا برای دومین سال پیاپی با "کامبک" حریفان مواجه می شود اما این بار حتی خوشبین ترین هواداران قرمز هم فکر نمی کردند که بدون صلاح و فرمینو بتوانند بارسلونا را شکست دهند.

کلوپ در یکی از مصاحبه های خود گفته بود: زندگی برای این است که چیزهای بهتری از خود بر جای گذاریم پس خودمان را خیلی جدی نگیریم و تمام توان خود را به کار گرفته و دوست بداریم و دوست داشته بشویم.

قطعاً کسی که برای سومین بار و دومین بار متوالی در فینال لیگ قهرمانان اروپا حاضر می شود و با سخنان و رفتار اعجاز آمیزش انرژی را به اطراف هدیه می کند می داند که امسال اگر موفق به کسب جام قهرمانان اروپا نشود در سال های آینده کمتر کسی هنرنمایی شاگردان او و به زانو در آمدن مسی را بخاطر خواهد آورد، پس "کلوپ غیرمعمولی" در ورزشگاه متروپولیتانو شهر مادرید در حالی که کیلومتر ها با آنفیلد فاصله دارد، می خواهد بندر لیورپول را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کند.

فلسفه زندگی از نظر یورگی همان جمله کوتاهی است که روی لباس صلاح نقش بسته بود: هرگز تسلیم نشو!

قرمزها تسلیم نشدند، قرمزها کم نیاوردند، قرمزها فوتبال بازی کردند، قرمزها دنیای فوتبال را به جای بهتری برای اعجاز تبدیل کردند.

سه شنبه شب اما این بازی زیبا به جز صلاح و فرمینو یک محروم دیگر هم داشت، عادل بزرگترین غایب در این دیدار بود. استاد که یکی از دیوانه های لیورپول در ایران است دیشب می توانست با صدای خود القاب جدیدی را به دایره لغات هواداران فوتبال اضافه کند. انگار باید همیشه یک چیز کم باشد، اگر عادل را محروم نمی کردند او با هیجان مثال زدنی خود و قلبی که می خواهد از سینه خارج شود این دیدار را گزارش می کرد. اما تاریخ فوتبال نشان داده که این پدیده همانطور که با بودن یا نبودن ستاره های بزرگ به مسیر خود ادامه داده همان گونه هم با بودن یا البته نبودن عادل به اعجاز خود ادامه خواهد داد.

اما کاش سعی کنیم هر یک به سهم خود به مانند "کلوپ" دنیای فوتبال را به جای زیباتری برای تماشا و حتی زندگی تبدیل کنیم.

انتهای پیام/ سعید فغانی، روزنامه نگار ورزشی