قوانینی دست و پا گیر یا چارچوبی مشخص شده؟

خط قرمز. واژه ای که از کودکی با نامِ آن آشنا نیستیم، اما نهی کردن از انجام یکسری از کارها و امر کردن به انجام دیگر کارها را از همان سنین کودکی از پدر، مادر و در سال های دیگر از معلم و مسئولان مدرسه شنیده ایم. باید ها و نبایدهایی که اصول زندگی مان می شوند و آدمی را در مسیر اعتدال قرار می دهد. این روند رفته رفته در سال های بعدی عمر ملکه ذهن می شود و هر فرد در هر برخورد با خط قرمزهایی روبرو می شود که گاه به او تحمیل و یا خودش برای خودش قائل می شود. خطوط قرمز شخصی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی، هنری و... هر کدام آدمی را در مسیری که باید حرکت کند قرار و راه را از چاه نشان می دهد.

اینکه واژه خط قرمز برای نخستین بار، کی و کجا استفاده شد؟ همواره مورد سوال است، اما در مقاله ای که در روزنامه شرق چاپ شده آمده است: «در تاریخ معاصر اولین‌ بار این اصطلاح در «توافق‌ نامه خط قرمز» ٣١ جولای ١٩٢٨ بین شرکا و سهام ‌داران شرکت نفت ترکیه TPC مشاهده شده است. تاجر ارمنی به نام کالوست گلبنکیان که مؤسس شرکت نفت ترکیه به شمار می‌ رود، روی نقشه -منطقه‌ ای که امروز به خاورمیانه شناخته می‌ شود– به رنگ قرمز خطی را کشید که این خط محدوده ‌ای را تعیین می‌کرد که هیچ‌ یک از شرکا و سهام‌ داران به طور مستقل اجازه نداشتند در این محدوده فعالیت نفتی انجام دهند.

از دهه ١٩٧٠ تا امروز اصطلاح «خط قرمز» در روابط بین ‌الملل به معنای «هشدار جدی» به دشمن یا بازیگر مقابل به کار می‌ رود که نادیده‌ گرفتن آن و نقض آن از سوی بازیگر مقابل، پیامدها و هزینه‌ هایی به دنبال خواهد داشت. به عبارت دیگر اصطلاح خط قرمز تا حد زیادی با مباحث «بازدارندگی» آمیخته و به کار گرفته می‌ شود.»

خط قرمز؛ خطی نزدیک به ممنوع

در سال های اخیر استفاده از واژه ای به نام «خط قرمز» بیش از گذشته بر سر زبان ها آورده شده. گویی خط قرمز مرزی را بین چارچوب هایی که باید رعایت شود و گذر از خطوط غیر اصلی مشخص می کند. خط قرمز خطی است که نزدیک به ممنوع و گذر از آن توسط هیچ شخص حقیقی یا حقوقی صورت پذیر نیست.

قانون گذاری در حدود خطوط قرمز سال هاست لحاظ می شود و باید از سوی تمامی افراد رعایت شود. البته در این میان برای عبور که خیر، بلکه برای بهتر رعایت کردن این امر می توان راه حل هایی را لحاظ کرد. این راه حل ها با شناخت خطوط قرمز انجام می شود. فرد به مرور زمان خود سانسوری را در انجام بسیاری از کارهای اجتماعی در نظر می گیرد و بسیاری از برنامه های زندگی اش حتی کارهای روزمره را تحت شعاع این خطوط انجام می دهد.

در این میان و با گذشتِ زمان برخی قوانینِ سخت، نرم می شود و خط قرمزهایی که در گذشته بسیار پُر رنگ بودند و امروزه کم رنگ تر و در مواقعی کاملاً محو شده است به چشم می بینیم. مثلاً در برخی مواقع پوشیدن شلوار جین و یا پیراهن آستین کوتاه توسط مجری تلویزیون خط قرمزی بود که خصوصاً در دهه های شصت و هفتاد اصلاً در تلویزیون شاهد این نبودیم، اما رفته رفته این خطوط قرمز کم رنگ و کم رنگ تر شده است.

خط قرمز ماندن در راه اعتدال را می آموزد

بازدارندگی قوانینی را در برمی گیرد که هر کشور و آئین با توجه به اعتقادات ملی- مذهبی اقدام به وضع آن ها می کند. مدت هاست استفاده از این واژه در روابط سیاسی بین کشورها پُر رنگ تر شده است. سوال اینجاست که آیا این خطوط ضروری است یا خیر؟ گاهی تصور می شود نبود یکسری قانون هایی که انسان را در جامعه موظف به رعایت و یا تعیین چارچوب برای عدم عبور از آن ها می کند، دست و پاگیر هستند و رهایی از آن ها معنی آزادی را می دهد. اما این تصور همیشه هم درست از آب در نمی آید. وضع یکسری قانون های مهم برای سعادت بشر و ارتقای روابط اجتماعی لحاظ می شود و قطعاً خطوط قرمز نیز ماندن در راه اعتدال را به آدمی می آموزد. به قول معروف راهی را نشان می دهد که سره را از ناسره تشخیص می دهد.

گمان کنیم هیچ خط قرمز اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جامعه وجود نداشت، هرج و مرجی که به دلیل عدم وجود این خطوط در جامعه ایجاد می شد، ضرر و زیان های بسیاری را شامل خواهد شد. اگر خطوط قرمز سیاسی بین سیاستمداران وجود نداشت، قطعاً دست درازی های دشمنان اتفاق می افتاد و شاید تبعات بسیار سختی را در برداشت. خط قرمزهای اجتماعی نیز در مواقعی مانع از رواج فسادهای جامعه و عبور از چارچوبی مشخص را ترویج می کند که همین امر هماهنگی در اجرای قانون های وضع شده و رهایی از مشکلات عدیده را به دنبال خواهد داشت.

 رعایت خط قرمز ریشه در کودکی دارد

همه ما در زندگی فردی و اجتماعی دارای حریم و خط قرمزهستیم ولی کمتر کسی دیده می شود به این خط قرمزها در روابط با دیگران توجه کند درست مانند خط قرمز لبه سکوی مترو و بسیاری دیگر از این خط ها که قانون برای ما تعیین کرده است. خط قرمز یعنی مرز، یعنی لبه پرتگاه و هرگاه از این خط عبور کنیم بی شک پیامدی ناگوار در انتظار ما خواهد بود.

روانشناسان در طبقه بندی نیازها پنج نیاز اساسی را برای انسان ها در نظر گرفته اند، تا وقتی نیازهای انسان در طبقه اول ارضا نشود در طبقه دوم باز نمی شود. طبقه اول نیازها، نیازهای جسمی- زیستی و بیولوژیکی است. طبقه دوم نیازها، نیاز به امنیت خاطر یعنی نگران آینده نبودن (تهدیدی را متوجه خود ندیدن) است. فردی که وجودش ناامن است، آرامش ندارد و ناامنی را هم دامن می زند. ناامنی جامعه به وسیله افرادی است که خودشان امنیت درون ندارند. این گونه افراد نقاب بر خود گذاشته و خود نیستند و با گذاشتن نقاب از خود فرار می کنند. نقاب زدن یعنی منع خود بودن و در واقع خلع مسئولیت از فرد است. نقابها متفاوت است مثلاً شخصی با نقاب فرد بسیار قدرتمند ظاهر می شود در حالی که از درون بسیار ضعیف است. این افراد چون خود واقعی شان امن نیست با نقاب زدن از خود واقعی شان فاصله می گیرند و وقتی فرد خودش نباشد مضطرب می شود در نتیجه چنین فردی دچار چندگانگی شخصیت شده و برای به دست آوردن امنیت خاطر نسبت به خط قرمزهای خود اجتماع و دیگران بی تفاوت است و به راحتی از آنها عبور می کند.

با توجه به تحقیقات گوناگونی که در رفتارهای افراد در بزرگسالی صورت گرفته است ۹۰ درصد از رفتارها در بزرگسالی از جمله عبور از خط قرمزها ریشه در کودکی و نوع تربیت خانواده ها دارد و همین امر بر اهمیت تربیت کودکان می افزاید. کودکان را باید از کودکی با فرهنگ، ارزش ها و اجتماع آشنا کرد. در این میان افرادی که با بایدها و نبایدهای بسیار در اوایل دوران زندگی روبرو می شود، زودتر از زمانی که باید با خطوط قرمز آشنا می شود و قطعاً فشارهای بیش از حد ناشی از امر و نهی کردن پیامدهای منفی همراه خود ایجاد می کند. متخصصان علوم تربیتی در مورد وجود خط قرمز برای کودکان و نوجوانان می گویند: خانواده ها در ایجاد خط قرمزهای زیاد برای فرزندان صرف نظر کنند.

ابزار جدیدِ وارد شده بر فرهنگ، خط قرمزی دیگر

وجود این واژه سال هاست پررنگ تر از قبل شده است و رو به گسترش است. شاید بتوان گفت هرچه از زندگی سنتی فاصله می گیریم و به سوی زندگی مدرن پیش می رویم، شاهد گسترش خطوط قرمز هستیم. رعایت حریم شخصی و اجتماعی با روی کار آمدن شبکه های مختلف اجتماعی بیش از گذشته خدشه دار شد. این عامل تا جایی ادامه پیدا کرد که میزان استفاده ایرانیان از شبکه های اجتماعی رو به افزایش رفت و متاسفانه در برخی مواقع خطوط قرمز رعایت نمی شود.

در این میان عبور از خطوط قرمز اتفاق می افتد و آن هم به دلیل عدم آگاهی افراد از آن است. تأخر فرهنگی شاید یکی از عوامل به وجود آمده باشد. تکنولوژی جدیدی وارد یک فرهنگ می شود، اما قبل از وارد شدن آن فرهنگِ جدیدی که باید در استفاده از آن آموزش داده شود، انجام نخواهد شد. برخی آموزه های اجتماعی در سنین کودکی در ذهن فرد عجین می شود و در مدت زمان های دیگر با تداعی آن، بسیاری از موانع برطرف می شود و فرد در مسیر اعتدال حرکت می کند، اما این در مواقعی است که آموزش از کودکی وجود داشته باشد، نه اینکه ابزاری جدید وارد فرهنگ شود و ندانیم که خط قرمز آن چیست و چگونه باید رعایت کرد؟

یکی از این عوامل ورود شبکه های اجتماعی به زندگی شخصی و خصوصی افراد جامعه است که مشکلاتی را به دلیل عدم رعایت حریم خصوصی و عبور از خط قرمزها برای بسیاری به وجود آورده است. واکنش دولتی‌ها به این موضوع هم در نوع خود جالب و قابل‌تحمل است. سال گذشته واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره ادامه فعالیت شبکه ‌های اجتماعی گفته بود: خط قرمز ما رعایت مسائلی اخلاقی است که در این زمینه با هیچ‌کس تعارف نداریم و به تلگرام نیز تذکر داده شد و تا آنجایی که اطلاع دارم این شبکه بخش‌های غیراخلاقی خود را برای ایران فیلتر کرده است.

خط قرمز؛ واژه ای که با آن هم احساس امنیت به آدمی دست می دهد و هم احساس خطر. اما گویی در نیمکره مغزمان خطر آن بیشتر احساس می شود. اینکه وجود آن در اجتماع ضروری است یا خیر، ملزم به رعایت یکسری اصول اولیه فرهنگی است که هر خانواده، مدرسه، جامعه و یا کشور و حتی در خانواده معنای دیگری خواهد یافت.

سید علی موسوی زاده، دانشجوی دکترای تخصصی علوم ارتباطات

انتهای پیام/