در نشست هفتگی گروه صلح انجمن جامعه شناسی ایران که با حضور استادان،دانشجویان و همراهان گروه صلح در سالن انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، موضوع کنکاش جامعه شناختی آثار تحریم ها در جامعه ایران برگزار شد که در آن جامعه شناسان به بررسی ابعاد جامعه شناسانه و سیر تاریخی تحریم در ایران پرداختند.

در این همایش دکتر سمیه توحیدلو "عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مدیر گروه جامعه شناسی اقتصادی" با بررسی مدل هایی که تحریم ها بر شاخص های اقتصادی و اثرات آن بر پدیده های اجتماعی، به ویژه با تجربه 4 دهه تحریم بر جامعه ما می گذلرد؛ انواع مدلهای نفوذ در تحریمها را طبقه بندی کرد: اولین مدل از انواع  نفوذ که به مدل کرال فورد معروف است مدل انقلابی که اثر گذاری و نفوذشان بر مبنای تضعیف نظام سیاسی و به دنبال آن فروپاشی مجموعه های ساختاری است. مدل دوم مدل تام اسکرو که در این مدل چون افراد هزینه های زیادی برای عملکردشان وجود دارد مجبور به پذیرش موضوعی می شوند. اما مدل بعدی که در واقع مدل تکاملی یا فرآیندی است که قرار است تغییرات و تحولاتی را در کشور مقصد ایجاد نماید.

انواع مدل های تحریم درمدل کرال فورد چهار نوع است: مدل نخست مدل وادار کردن؛ مدل دوم مدل ارتباطات هنجاری که در کشورهایی مانند کشور ما به دلیل استقلال هنجاری از جامعه جهانی کمتر اتفاق افتاده. مدل دیگر بایکوت فرهنگی است. به طور مثال تحریم آثار فرهنگی، تحریم کتابها، تحریم سینما که خیلی تبعات مستقیم و اولیه ندارد بلکه در دراز مدت آثار آن مشهود می شود. مدل بعدی جلوگیری از دسترسی به منابع از طریق کاهش قابلیت های حکومت که منجر به فروپاشی اقتصادی می شود و آخرین مدل فروپاشی که می تواند تبدیل به بحران ایجاد مشروعیت شود.

در ادامه این همایش دکتر محمد علی الستی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی گفت: وقتی صحبت از تحریم برای کشور ایران می کنیم، دو مولفه "دسترسی و نیاز" عوارضی را نشان می دهد که از آن به عنوان آثار تحریم ها یاد می کنیم. در علوم اجتماعی اینها در طول هم قرار می گیرند که یک عارضه اگر برطرف نشود می تواند به یک آسیب یا مشکل اجتماعی تبدیل شود و یک مشکل اجتماعی در مقاطعی تبدیل به بحران شود. اگر بخواهیم از آن به عنوان یک عارضه یاد کنیم و نیروهایی که برهم کنش آن را ایجاد می کند مورد بررسی قرار دهیم و اثرات واقعی تحریم ها را این برهم کنش دسترسی ونیاز مشخص می کند. اگر بخواهیم آثار واقعی تحریم ها را بررسی کنیم نمی توانیم به طور قطعیت یک مسیر را در نظر بگیریم.

در اینجا به نظریه آشفتگی یا آنومی که اولین بار دورکیم آن را بیان کرد و مرتون آن را توسعه داد اشاره می کنم که سه موضوع دراین ارتباط وجود دارد:

یکی معیار استفاده کارآمد، چون جامعه ما جامعه توسعه نیافته ای است از منابع مان استفاده کارآمدی نمی کنیم ، این منابع تنها منابع طبیعی نیست بلکه منابع انسانی هم هست. به طور قطع هر جامعه ای به میزان توانایی های خود از منابع در دسترس بهره می برد که برای ادامه حیات به آنها نیازمند است. مطالعه شکل و میزان بهره برداری جوامع از این منابع ما را به شناخت توسعه یافتگی آن جوامع نزدیک می کند. می توان گفت نا کارآمدی یعنی از منابعی که در دسترس داریم اعم از طبیعی و انسانی نمی توانیم به درستی استفاده کنیم همان چیزی که به آن سرمایه اجتماعی گفته می شود. به طور مثال ما در کشور سالانه امکان برداشت چهار میلیون متر مکعب چوب از جنگل ها را داریم که متاسفانه به خاطر سوء مدیریت و ناتوانی در استفاده از منابع تنها 1.7 میلیون متر مکعب برداشت می کنیم. تحریم می تواند ایجاد فرصت کند برای ما که از منابع مان استفاده درست و کارآمد داشته باشیم که این می تواند موجب توسعه اجتماعی در کشور شود و یا استفاده ی ناکارآمد وضعیت ما را به سوی انحطاط سوق دهد.

دوم معیار ارتباط درونی یا ارتباط ارگانیک ؛ اقتصاد هر کشور مانند بدن انسان از بخش های مختلفی تشکیل شده که با هم در ارتباط هستند. در یک سیستم توسعه یافته، بین بخش های مختلف درونی کشورارتباط محکم و منسجمی وجود دارد و ارتباط آن با دیگر کشور ها نیز نوعا ارتباطی مکمل است؛ در کشورهای توسعه نیافته معکوس بوده و اجزای داخلی با هم ارتباط موثر و مفیدی ندارند ولی در مواردی ارتباط با بیرون موفق تر و محکم تر عمل می کند که این حالت تحریم را برای این کشور ها کشنده می کند. زیرا این ناکارآمدی در ارتباط بین اجزا در داخل ارتباط بیرونی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

بروز جنگ جهانی دوم در کشورهای توسعه یافته ای همچون امریکا و انگلستان باعث از بین رفتن بیکاری در نیروی انسانی و ماشین آلات سرمایه ای شد، اما در کشور ما با شروع جنگ تحمیلی و افزایش تحریم ها بسیاری از کارخانه ها به علت نداشتن مواد اولیه و قطعات یدکی وارداتی دچار لطمات زیادی شدند.

مصطفی ادهم

انتهای پیام/