پدیده تنها‌زیستی: فرصت یا تهدید؟!

تمام مراسم های آیینی و سنتی ما با مشخصه دورهمی و باهم بودن خلاصه می شود از نوروزباستانی گرفته تا شب یلدا، فرهنگی که با « تنهازیستی» در مغایرت کامل است. تنهازیستی، گونه ای دیگر از مدل زندگی بی هویتی است که کم و بیش دیده می‌شود. چراغ خانه هایی که خواسته و نا خواسته فقط برای یک نفر روشن می شود، شاید منیت تمام را به نمایش می گذارد!

تنهازیستی بدون هیچ تعریفی و قانونی همان زندگی مجردی است؛ افراد تنها زندگی کردن به زندگی در کنار دیگران ترجیح میدهند؛ این شرایط را گاهی موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه برای افراد رقم می زند.

ویلیام گود معتقد است که  این موقعیت می تواند نوسازی از طریق گسترش فرصت‌های تحصیلی، تغییرات در نیروی کار و نقش‌های شغلی مدرن و شهرنشینی باشد که  باعث افزایش سن ازدواج  و تجردگرایی می‌شود. از سوی دیگر و به عنوان پایه معرفتی این فرضیه، اندیشمندانی چون انگلند، فارکاس و اوپنهایمر نیز در نظریه نوسازی خود اشاره می‌کنند که صنعتی‌ شدن و شهرنشینی، فرصت‌های اقتصادی جدیدی فراهم خواهند کرد که این فرصت‌ها به نوبه خود جایگزین‌های جذابی برای ازدواج خواهند بود که پایه و اساس تنها زیستی در هر کشوری  محیا می کند.

طبق آخرین سرشماری در کشور، تعداد افرادی که از سن متعارف ازدواج عبور کرده اند، اما هنوز به سن تجرد قطعی نرسیدند یک میلیون و ۸۱۰ هزار نفر است. به افرادی که از سن تجرد قطعی عبور کرده باشند، مجردان قطعی می‌گویند و تعداد آنها در کل کشور ۲۲۰ هزار نفر است. ۱۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مجرد هرگز ازدواج نکرده در کشور داریم و در مجموع جمعیت مجردان ایران به رقم ۱۳ میلیون و ۸۳۰ هزار نفر می رسد.  نیمی از این جمعیت را دختران و نیمی دیگر را پسران تشکیل می دهند که از این تعداد؛ نفراتی هستند که به مجردی مطلق رسیده و «تنها زیستی» را برگزیدند.

این پدیده به ظاهر نو ظهور ناشی دلایلی همچون فرار از ازدواج و افزایش سن ازدواج در کنار رشد صعودی طلاق در کشور، استقلال مالی دختران، اشتغال و تحصیل دور از خانواده است. ناگفته نماند تنها زیستی همیشه خود خواسته نیست  برخی از موارد مانند طلاق، فوت نزدیکان، مهاجرت و … شخص را مجبور به انتخاب گزینه تنها زیستی می‌کند؛ در این میان کمرنگ شدن روابط عاطفی در بین اعضای خانواده‌ها شاید مهمترین علت رواج تک زیستی در شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان و تبریز… باشد. به جرات می توانیم ادعا کنیم پیدایش شبکه های اجتماعی در میان عوامل عنوان شده دلیل پررنگی برای گسترش این پدیده نوظهور در جامعه سنتی ایران شده است ؛ دنیای مدرن در کنار شبکه ها اجتماعی فضایی متفاوت از دنیای حقیقی، زمینه ساز ارتباط آزاد دختران و پسران مجرد و حتی زنان و مردان متاهل شده که  شرایط را برای تجردگرایی و گرایش جوانان به تنها زیستی را بیشتر از قبل کرده است.

در این بین «امید» حلقه مفقود زندگی بسیاری از جوانانی است که تنهازیستی را به باهم بودن ترجیح می دهند دختران و پسرانی که فرصت‌های با هم بودن را به بهانه درس خواندن و یافتن زندگی ایده‌آل اقتصادی از دست داده‌اند وگذشته ازدست رفته را بازتولید نکرده وآینده نیز برایشان  درهاله ای از ابهام تعریف می شود.

 شاید تا همین چند سال قبل داشتن خانه‌ای مجردی و زندگی تک نفره کاری قبیح وزشتی در فرهنگ ایرانی  اسلامی محسوب می‌شد که بازخورد ها و عکس العمل های  خوبی در خانواده‌ها نداشت، اما رفته رفته با تغییر در سبک زندگی، استقلال مالی، افزایش سن ازدواج و… شرایطی به وجود آورده که دختران یا پسران  و حتی در بیشتر مواقع  خانواده آنها با اشتیاق از این سبک زندگی ها استقبال می کنند. تنهازیستی که از گذشته های دور  محلی از اعراب در زندگی  سنتی  مردم ایران نداشت؛ امروز علاوه بر مردان در میان زنان ودختران ایرانی هم مرسوم شده است. این تنها یک روی سکه است؛ ازدواج تنها به معنای رفع نیازهای جنسی نیست بلکه به مثابه یک واقعه و اتفاق مهمی در زندگی هر شخصی محسوب شود که طریقه درست آن تضمینی برای آینده باشد .

 در نهایت اگر نیم نگاهی به سیاستهای پیشرو نهادها و سازمان‌های مربوطه داشته باشیم؛ حتما جای خالی پیش پا افتاده ترین راه حل معضلات که نشات گرفته ازجای خالی آموزش های درست است می رسیم. مدرسه بعد از خانواده ابتدایی ترین سازمانی که درتربیت هر شخصی نقش موثری دارد؛ اگر در کنار آمادگی کنکور و ورود به دانشگاه‌ها به مبحث برقراری ارتباط درست جوانان با یکدیگر برای ساختن زندگیشان توجه و برنامه ریزی می کرد؛ امروزبا حرف و حدیث های کمتری از تنها زیستی جوانان و رشد صعودی طلاق در کشور مواجه بودیم.

امیدواریم نهادهای مربوطه با حل معضل بیکاری و افزایش درآمد جوانان و رونق کسب و کار و کارآفرینی جوانان را به ازدواج متمایل کنند. فراموش نکنیم یکی از مهم‌ترین دلایل پدیده تنهازیستی نبود و کاهش روح اعتماد در جامعه است. بنابر این لازم است نظام رسانه های  کشور علی الخصوص رسانه ملی  ضمن تأکید بر واقعیتهای اجتماعی زمینه‌های لازم را به منظور تزریق روح امید در کالبد جامعه فراهم سازد.

محبوبه اشرفی پیمان

به نقل از روزنامه مردم سالاری، چهارشنبه 16 مرداد 1398

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *