در تعريف فرهنگ ­پذيري آمده است: «رواج پديده ­هايي كه بر اثر تماس مستقيم و مستمر بين گروه­ هايي از افراد با فرهنگ­ هاي مختلف به وجود مي­ آيد، پديده­ هايي كه از مدل­هاي فرهنگي يك يا دو گروه نشأت گرفته است». در اين تعريف، فرهنگ ­پذيري فرآيندي به شمار می رود كه طي آن گروه يا جامعه ای خصوصياتي را از گروه يا جامعه ديگر مي­ گيرد. فرهنگ ­ها با هم ارتباط متقابل داشته و از يكديگر تأثير مي ­پذيرند. از آنجايي كه جوامع با هم ارتباط دارند به مرور زمان تغييرات و تحولاتي را در يكديگر به وجود مي­آورند و لذا جامعه­ اي در دنياي امروز وجود ندارد كه از اين انتقال فرهنگي مصون مانده باشد.

در دهه ­هاي اخير با پيشرفت تكنولوژي و توسعه ارتباطات روند فرهنگ ­پذيري از حالت دوجانبه و طبيعي خود خارج شده و به حالت يكطرفه و يك سويه تبديل شده است. توسعه ­طلبي ­هاي اقتصادي و سياسي در كنار امكانات پيشرفته ارتباطات جمعي و شيوه­ هاي جديد تبليغات، فرهنگ ­پذيري را از حالت خود به خودي و متعارف بيرون آورده و به مسابقه ­اي براي نفوذ و تسخير و بالاخره تحميل فرهنگي برنامه ­ريزي شده تبديل کرده است. در ابعاد اقتصادي – تجاري توليد انبوه نياز به ايجاد بازار به منظور مصرف انبوه را پيش آورده و تحميل فرهنگي كاركردش در اين جهت بوده است. اين سلطه يا تهاجم فرهنگي هر روز نيازهاي جديد و احتياجات تازه مي ­آفريند و عمده ­ترين مشتريان خود را نيز از بين جوانان و نوجوانان انتخاب مي­ كند. اساساً سلطه ­جويي در فكر و برداشت غرب نسبت به جهان از احتياجات و منافع آنها سرچشمه مي­ گيرد.

امروزه غرب با استفاده از برنامه­ هاي فرهنگي و اقناع جوامع، وابستگي و مصرف توليدات انبوه را افزایش داده است. برخلاف روزگاري كه مصرف كالاهاي خارجي ضد ارزش به شمار مي­ آمد اكنون به گونه ­اي مصرف آنها رواج يافته كه گاه حتي كالاي بنجل و يا فاسد خارجي با بهاي گران از سوي مصرف كننده خريداري شده و مصرف آن بر كالاي مشابه توليد داخلي ترجيح داده مي­ شود. واردات زياد به كشور در هر سال، علاوه بر گسترش مصرف داخلي بيان گر ترجيح مصرف كنندگان به استفاده از كالاي خارجي است. چنين رفتار مصرفي، در حد زيادي ناشي از سياست ­هاي تحميلي و سلطه فرهنگي در كشور است. ما كه در پاره ­اي از وجوه فرهنگي، در ابتدا با زور به مصرف خارجي آن مبتلا شديم، اكنون با خودي تلقي شدن آن، بدون زور مصرف كننده آن هستيم. با وجود فرهنگ كهن ايراني و تنوع بسيار از لحاظ پوشاك و كاملاً منطبق بودن آن با شرايط آب و هوايي و ذوق و هنر ايراني، از زمان رضاشاه لباس غربي را به زور به تن كرديم، ولي اكنون لباس غربي به امري كاملاً عادي بدل شده و مي ­رود تا در دورافتاده ­ترين نقاط كشور به دليل ارزش تلقي شدن آن و ضد ارزش به شمار آوردن پوشاك ملي و محلي رواج يابد. در شيوه زندگي و الگوي مصرف تقليد و نسخه­ برداري بي ­انطباق با شرايط داخلي از غرب امري شايع گرديده است كه عمدتاً به واسطه تهاجم فرهنگي با استفاده از محصولات و آثار فرهنگي و رواج آنها انجام مي ­شود.

اساساً آنچه كه به عنوان تهاجم فرهنگي مطرح است دو دوره را سپري كرده كه از لحاظ كميت و كيفيت با هم متفاوتند. ترفند تهاجم فرهنگي در مرحله اول مدرنيسم است، مجاري ورود و ابزارهاي تحقق آن هم بيشتر عوامل انساني بوده است همچون روشنفكران وابسته، تكنوكرات­ ها، سرمايه ­داران وابسته، مستشاران خارجي و… در مرحله دوم زيرساخت اين تهاجم و ابزارهاي تحقق آن، رشد و گسترش وسايل ارتباطي و مخابراتي با استفاده از فرآورده ­ها و آثار فرهنگي صورت گرفت. در اين مرحله محتويات اطلاعاتي، شنيداري، تصويري در يك زمان و بر روي يك خط مستقيم در حركت هستند.

غرب با استفاده از اين ابزارها، وسايل و محصولات مي­ خواهد فرهنگ و الگوهاي فرهنگي خود را جهاني نموده تا به اهداف اقتصادي و سياسي خود برسد. نمودهاي اين جريان در سال­ هاي اخير در كشور ما محسوس بوده و در ابعاد مختلف اجتماعي فرهنگي خود را به صورت آسيب­ هايي نمايان ساخته است. رواج رفتارهاي انحرافي بين جوانان و نوجوانان و تقليد از پوشش­ ها و آرايش ­ها و رفتارهاي خاصي كه نشان از تأثير فرهنگ بيگانه بر شخصيت آنها دارد از اثرات اين تهاجم به شمار مي­ رود.

تهاجم فرهنگي در اين زمینه از نظر اقتصادي نيز صدمات و زيان­ هايي را وارد كرده است. در سال­ هاي اخير ورود و توليد كالاها و محصولاتي چون كيف، كفش، البسه و… با نمادهايي از الگوها وسمبل­ هاي غربي بازار داغي را فراهم آورده است و همه روزه هزينه ­هاي زيادي را مصروف خود مي ­دارد. هر چند وقت يك بار نيز اين مدل ­ها و الگوها تغيير پيدا نموده و با خريدهاي دوباره و جديد بخش زيادي از سبد هزينه خانوار را به خود اختصاص مي ­دهد. اين وضعيت فقط اختصاص به بخش مرفه جامعه ندارد و در بين طبقات و لايه ­هاي متوسط و پايين جامعه نيز شيوع پيدا كرده است. در همين زمینه نيز همه ­ساله مبالغ هنگفتي از سرمايه­ هاي ملي به طور پنهاني و قاچاق از كشور خارج شده و صرف واردات اين قبيل كالاها و محصولات مي ­شود در داخل كشور نيز بر مبناي همين الگوها و مدل ­ها روزانه مقادير زيادي از اين كالاها توليد مي ­شود.

از محصولات قاچاق كه براي تهاجم فرهنگي و با هدف اشاعه فرهنگ بي ­بند و باري و تضعيف اخلاقيات در بين اقشار جامعه به ویژه اقشار جوان توزيع مي­ شود؛ محصولات صوتي – تصويري، مجلات ضداخلاقي و البسه و پوشاك است. اين محصولات اصولاً در اكثر جوامع و اغلب كشورها داراي محدوديت هستند به خصوص در كشورهاي با فرهنگ غني و معتقد به اصول اخلاقي. در كشور ما نيز به دليل مغايرت اين محصولات با ارزش­ هاي والاي انساني و مذهبي جزو كالاهاي ممنوع و قاچاق به شمار مي­ آيند. اين محصولات همانند ساير محصولات قاچاق از طريق مبادي غيررسمي وارد كشور مي ­شوند، با اين حال به دليل امكان توليد و تكثير برخي از اين محصولات، سرعت گسترش و افزايش آن در سطح جامعه در مقايسه با ساير محصولات قاچاق مانند ماهواره بسيار زيادتر است. از طرفي امكان حمل و نقل آسان ­تر آن و همچنين امكان تبادل آن از طريق روش­ها و مجاري قانوني (مثلاً از طريق اينترنت و…) اين محصولات قاچاق را به گونه ­اي خاص از قاچاق تبديل كرده و به همين دليل مبارزه با آن نيز نيازمند به كارگيري روش ­هاي خاص و مناسب اين محصولات است. به طور مثال، با ورود چند نسخه از اين فيلم ­ها به داخل كشور و با در اختيار گذاشتن آن در بين شبكه­ هاي مافيايي توزيع قاچاق، اين چند نسخه مي ­توانند در سطح بسيار گسترده تكثير و با هدف حمله به ارزش ­ها و اخلاقيات جامعه و همچنين كسب درآمد نامشروع در جامعه به طور گسترده توزيع شود.

در نتیجه محصولات و كالاهاي فراواني با هدف تهاجم فرهنگي به داخل كشور قاچاق مي­ شوند و نقطه مشترك اين محصولات قاچاق، تخريب فرهنگ، ارزش ­ها و اعتقادات مذهبي و اجتماعي جامعه است و هر كدام از آنها بخش خاصي از جامعه و اغلب اقشار جوان را مورد هدف قرار مي­ دهند.

بنابراین براي مقابله با اين معضلات مي ­توان راهكارهاي زير را مورد توجه قرار داد:

۱- گسترش فعاليت رسانه­ هاي ارتباط جمعي به خصوص رسانه ملي براي مقابله با تهاجم فرهنگي، سالم سازي فضاي عمومي و اطلاع ­رساني صحيح

۲- ساماندهي تبليغات رسانه ­اي، بهبود محتواي كتاب ­هاي درسي، استقرار محيط و ساختارهاي حقوقي براي حفظ و ارتقاي هويت اسلامي – ايراني، تقويت نهاد خانواده براساس تعاليم ميراث معنوي جامعه ايراني

۳- تبيين و تقويت جايگاه جوانان در جامعه و تدوين برنامه­ هاي مناسب براي ساماندهي امور جوانان

۴- به كارگيري شيوه­ ها، راهكارها و ابزارهاي نوين در عرصه تبليغات ديني

۵- فعال­ تر شدن قوه قضاييه و نيروي انتظامي براي مبارزه با قاچاق كالاهاي فرهنگي و تهاجم فرهنگي

۶- محدود نمودن تبليغات كالاهاي خارجي به ويژه كالاهاي مصرفي خارجي از طريق رسانه ­هاي جمعي كشور

۷- تعميق ارزش ­ها، باورها، فرهنگ معنويت و اعتلاي معرفت ديني

۸- ترغيب و تشويق اقشار جامعه براي استفاده از كالاهاي توليد داخل كشور كه مطابق با ارزش ­ها و آموزه­ هاي ديني ما هستند.

۹- فراهم سازي اوقات فراغت مناسب براي جوانان و نوجوانان

۱۰- اجراي سياست­ هاي حمايتي از توليد كنندگاني كه محصولات خود را متناسب با مزيت ­ها و مؤلفه ­هاي فرهنگي كشور توليد مي­ كنند.

۱۱- آموزش و اطلاع ­رساني به خانواده ­ها براي آگاهي از اثرات نامطلوب استفاده از شبكه ­هاي ماهواره ­اي، اينترنت و محصولات خارجي

۱۲-  سياست­ گذاري ­هاي بلندمدت از طريق مسؤولين فرهنگي كشور به منظور مقابله با تهاجم فرهنگي و جلوگيري از ورود كالاهاي قاچاق به داخل كشور

هوشنگ سليماني میگونی

انتهای پیام/