کوچ استعدادهای ورزشی از کشور

هنگامی که بحث مهاجرت نخبگان در جامعه مطرح می ­شود، بیشتر توجه ما ناخودآگاه به سمت نخبگان علمی هدایت می­ شود. در صورتی که ما در چند سال اخیر شاهد مهاجرت ورزشکاران نخبه از کشورمان هستیم.

امروزه ورزش در همه جای این کره خاکی از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است و بیشتر کشورها برای پرورش ورزشکاران نخبه، بودجه ­های بسیاری را صرف می­ کنند تا با تلاش آنها بتوانند در سطح جهانی مطرح شوند و از سوی دیگر با سرمایه ­گذاری بر روی نوجوانان و جوانان، در رسیدن به اهداف دیگر خود در زمینه­ های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی موفق ظاهر شوند.

بنابراین ورزشکاران نخبه در هر رشته ­ای، سرمایه ­های هر کشوری محسوب می ­شوند؛ زیرا برای رشد و ارتقای آنان هم وقت و هم هزینه ­های زیادی صرف شده است تا آنها به این مرحله برسند. البته در کشورهایی که نظام حرفه ­ای ورزش در آن­ ها نهادینه شده است، مهاجرت نخبگان ورزشی به عنوان یک بحث چالش برانگیز مطرح نیست. مثلاً کشورهای اروپایی مانند انگلیس در رشته فوتبال، در ترکیب تیم ملی خود از نژادهای مختلف بهره می­ برد؛ ولی در کشور ما به دلیل شرایط خاص فرهنگی و اینکه نظام حرفه ­ای ورزش در آن ساری و جاری نیست، کوچ استعدادهای ورزشی به عنوان یک چالش محسوب می ­شود.

از سوی دیگر، در کشور ما ورزش قهرمانی به ورزش­ های رقابتی و سازمان یافته ­ای که با توجه به قوانین و مقررات خاصی برای ارتقای رکوردهای ورزشی و کسب رتبه یا مدال انجام می ­شود، اطلاق می ­گردد و دارای فرآیند 10 مرحله­ ای به شرح زیر است:

1- شناسایی استعدادها: یکی از مراحل مهم در ورزش قهرمانی، شناسایی استعدادهاست که نیازمند تحقیق و بررسی در سطح کشور به خصوص مناطق محروم است.زیرا برخی از ورزشکاران نخبه در مناطق مختلف به ویژه محروم کشور بواسطه عدم بودجه کافی، شناسایی و کشف نمی ­شوند و این استعدادها به مرور زمان از بین می ­روند.

2- جذب و پرورش استعدادها: در مرحله بعد از شناسایی استعدادها، نوبت به پرورش آن ها می ­رسد؛ پرورش دادن به معنی تربیت و به فعلیت درآوردن و شکوفا کردن استعدادهای درونی ورزشکاران است که این امر مستلزم برنامه ­ریزی مناسب از سوی متولیان ورزش کشور است.

3- آماده ­سازی ورزشکاران: در این مرحله، آماده ­سازی روحی و جسمی ورزشکاران مد نظر است که ورزشکاران با ایجاد زمینه خودباوری، بتوانند در مسابقات شرکت نمایند. در دین مبین اسلام نیز به پرورش و تقویت جسم تأکید و تقویت جسم به معنی نیرومند کردن و سالم نگاه داشتن جسم تعبیر شده است؛ یعنی انسان وقتی از جسم سالم وقوی برخوردار شد، روح سالمی هم خواهد داشت.

4- شرکت در مسابقات: حسن شرکت در مسابقات برای ورزشکاران در این است که آنها تجربه لازم برای حضور در مسابقات مهم­تر را پیدا می ­کنند تا بعدها بتوانند برای کشورشان افتخارآفرینی نمایند.

5- شناسایی ورزشکاران برجسته و ماهر (نخبه ­گزینی): این مرحله نسبت به مرحله اول تخصصی ­تر است. زیرا ورزشکاران نخبه حائز برخی ویژگی­ های خاصی هستند که دیگر ورزشکاران از آن بی ­بهره ­اند. بنابراین با شناسایی این گروه از ورزشکاران می ­توان با سرمایه­ گذاری و برنامه ­ریزی بلند مدت به اهداف مد نظر در این خصوص رسید.

6- آماده ­سازی نخبگان: مرحله آماده ­سازی نخبگان با آماده ­سازی دیگر ورزشکاران متفاوت است؛ زیرا ورزشکاران نخبه باید در شرایط مناسب ­تری آماده حضور در مسابقات رسمی شوند. در این زمینه برپایی اردوهای تدارکاتی و تمرینی، بهترین روش آماده ­سازی آن هاست.

7- شرکت ورزشکاران نخبه در مسابقات: بهترین محک ورزشکاران نخبه، حضور در مسابقات رسمی برای تعیین نخبگی آنهاست. زیرا به واسطه حضور مستمر در مسابقات است که معیار واقعی ورزشکاران نخبه سنجیده می ­شود.

8- حمایت مورد نیاز از استعدادها و نخبگان به عنوان سرمایه ­های ملی کشور: مهم­ترین سرمایه هر کشوری سرمایه انسانی آن است. نوجوانان و جوانان به عنوان اصلی­ترین نیروهای اجتماعی و سرمایه ملی کشور، باید مورد حمایت مستمر قرار گیرند تا شاهد رشد کشورمان در رشته­ های مختلف ورزشی باشیم و با بازنگری و به روزرسانی طرح جامع ورزش کشور،‌ بتوانیم به سمت رونق ­بخشی ورزش قهرمانی و توسعه حرکت کنیم.

9- ارزیابی ارتقای جایگاه ورزش کشور در رقابت­ های بین ­المللی: یکی از معیارهای موفقیت ­سنجی در ارتباط با نحوه پرورش ورزشکاران نخبه، ارزیابی ارتقای جایگاه ورزش کشور در رقابت ­های بین ­المللی و همچنین رنکینگ جهانی در آن رشته ورزشی است که با دقت در این موضوع می­ توان برنامه ­ریزی دقیق ­تری جهت پرورش نسل ­های بعدی انجام داد.

10- اصلاح و بهبود روش­های موجود: با ارزیابی جایگاه ورزش کشور در مسابقات بین ­المللی می ­توان به نقاط قوت و ضعف برنامه ­های اجرایی پی برد و برای اصلاح و بهبود روش­ های موجود اقدام نمود.      

پس از طی این مراحل است که یک ورزشکار نخبه پا به عرصه مسابقات مهم بین ­المللی و المپیک می ­گذارد تا بتواند با پیراهن تیم ملی کشورش، نقش ­آفرینی کند و پرچم کشورش را به اهتزاز درآورد. چه بسا ورزشکارانی نیز هستند که پس از طی این مراحل، حاضر می­ شوند تا با پشت کردن به کشورشان، پیراهن تیم ملی کشور دیگری را بپوشند و ضمن دریافت تابعیت آن کشور، در مسابقات شرکت کنند.

در هرحال همان ­طور که رفتن و مهاجرت نخبگان علمی از کشور را «کوچ مغزها» می­ نامیم؛ این پدیده در حوزه ورزش را نیز باید به نوعی «کوچ استعدادهای ورزشی» تعبیر نماییم.

با دقت در سخنان مقام معظم رهبری در باره قدام ورزشکاری که دعوت کشور بیگانه را رد می ­کند، می­ توان نتیجه گرفت که وفای به عهد و تعهد پوشیدن پیراهن تیم ملی تا چه حد با اهمیت است. متاسفأنه در طی چند سال اخیر در رشته ­های مختلف ورزشی، بودند ورزشکارانی که به دلایل مختلف، خود را از پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی محروم ساختند و با پیراهن تیم ملی دیگر کشورها در مسابقات رسمی و حتی بین ­المللی شرکت کردند. به هرحال لازم است وزارت ورزش و جوانان با توجه به رخداد این­ گونه موارد، به تحلیل و بررسی علل این اتفاقات بپردازد و ریشه­ یابی درست و منطقی از این موضوع داشته باشد. هر چند باید اذعان داشت؛ ورزشکارانی نیز بودند که با وعده ­های آنچنانی و وسوسه ­آمیز، حاضر به پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورهای دیگر نشدند.

هوشنگ سلیمانی میگونی

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *