یکی از عوامل مهمی که ما را در پیشبرد کسب و کارمان و حتی زندگی شخصی یاری می رساند، آگاهی از واژگان و مفاهیم اساسی به معنای درست آنهاست. چه بسا سالیان سال ما فعالیتی را تحت عنوانی انجام دهیم که از پایه نادرست است و بعدها عواقب بد ناشی از این ناآگاهی گریبان ما را خواهد گرفت و آنجاست که ممکن است دیگر راهی برای جبران باقی نمانده باشد.

با این مقدمه وارد مبحثی می شوم که با وجود اینکه سالها در کشورمان مطرح است و اشخاص زیادی در این خصوص ادعای تخصص دارند اما هنوز راه درست خود را پیدا نکرده و همچنان ناشناخته و یا مبهم است. اگر کسب و کار خود را مانند یک پازل در نظر بگیریم. کسب و کاری که قرار است کمک کند تا برند ما توسعه بیابد. قطعات متفاوتی برای نکیمل این پازل مورد نیاز است. یکی از این قطعات مارکتینگ یا بازاریابی است. وارد تعاریف بازاریابی و مباحث تیوریک و دانشگاهی نمی شوم چون در دنیایی هستیم که با یک جستجوی ساده در فضای مجازی می توان آن ها را یافت و در صورت اینکه تمایل دارید منبع موثقی برای آن داشته باشید به شما پیشنهاد می کنم اینجا را ببینید.

به موضوع اصلی بر می گردم… برند شما با استراتژی ها و تاکتیکهایی که تبلیغات و فروش نیز از زیر مجموعه های آن محسوب می شود می تواند در بازار فعالیت داشته باشد اما هرگز انتظار نداشته باشید که برند شما که فرزند کاری شما به حساب می آید و دقیقا مانند یک انسان تمامی خصوصیات انسانی در اکثر موارد در مورد آن صادق است، به جایگاهی که شایستگی آن را دارد و کمال مطلوب است برسد و تنها مانند شخصی است که از خواب بیدار می شود، غذا می خورد، سر کار می رود و می خواد و مجدد این چرخه تکرار می شود.

بدین معنی که تنها گذران زندگی را انجام می دهد و بر همین اساس بدون اغراق باید گفت که برندینگ قطعه دیگری از پازل برند شماست و در حقیقت هسته مرکزی مارکتینگ را تشکیل می دهد. برای روشن تر شدن موضوع در زیر تفاوت های این دو را شرح خواهم داد ضمن اینکه تاکید می کنم هر دو مقوله برای برند شما ضروری است و مکمل یکدیگر محسوب می شوند. می پردازم به برخی از تفاوتهای مهم این دو تکه از پازل :

  1. برندینگ مجموعه شخصیتها و ارزشهاست… مارکتینگ توسعه کالا یا خدمات است که پیام نهایی فروش را در پی دارد. بنابراین مارکتینگ بیشتر به دنبال نتایج کمی، کوتاه مدت و سریع است اما برندینگ به دنبال نتایج کیفی و طولانی مدت است.
  2. برندینگ مثل خورشید است. منبع نور و گرما. دلیل وجود برند ماست و اینکه چه کسی هستیم. برندینگ یک ویژن یا چشم انداز است. یک طرز تفکر. ماکتینگ مانند ماه است. بازتابی از نور خورشید. مارکتینگ بیشتر یک فرآیند است.
  3. برندینگ چیزی است که وقتی مارکتینگ از در خارج می شود، باقی می ماند. بدین مفهوم که شما مالک مارکتینگ هستید اما مشتریان و کسانی که وقتی از اتاق خارج می شوید در مورد برند شما صحبت خواهند کرد و حقایق را آن زمان خواهند گفت، مالک برند شما هستند. این مشتریان هستند که به شما می گویند برند شما چیست.
  4. مارکتینگ خریداران را فعال می کند و برندینگ آنها را وفادار می کند. برندینگ زمینه مارکتینگ است و اول می آید. پیامد اهمیت دادن به برندینگ برای برند شما، وفاداری، ماندگاری و اعتماد در ذهن مشتریان است.
  5. با توجه به روی کار آمدن مباحثی مانند بازریابی ۳ که در آن ذهن،قلب و روح مشتری را هدف قرار می دهد و همچنین مباحثی مانند CEM  که خلق تجربه ای خوب برای مشتریان است اما همچنان نواقصی وجود دارد که برطرف کردن آن به راحتی توسط برندینگ با خلق ارزشهای منحصر به فرد و تجربیات به یاد ماندنی به گونه ای کخ خود مشتری از اینکه برند شما بخشی از زندگی او شده است احساس غرور می کند و به خود می بالد.
  6. برندینگ باعث می شود نه تنها مشتریان بلکه کارکنان شما نیز به خود افتخار کنند و همسو با یرند شما پیش بروند و احساس ارزشمند بودن کنند.

در خاتمه خاطر نشان می کنم که استراتژی های مارکتینگ و برندینگ باید هماهنگ و یکپارچه باشند و ضمنا دو نکته را فراموش نکنیم که علاوه بر این دو قطعه، قطعات زیاد دیگری نیز برای تکمیل پازل برند شما مورد نیاز است…مالی، منابع انسانی، تحقیق و توسعه و … و دوم اینکه باید مه تنها به برندینگ سازمانی بلکه به برندینگ شخصی نیز توجه خاص نمود. امید به آنکه با استفاده از تخصص و کمک مشاورین این حوزه برندهای کشورمان به مرور زمان به جایگاهی که شایسته آن هستند دست یابند.

انتهای پیام/ مرجان جانقربان / روزنامه نگار و گرافیست