انسان­ها از ديرباز و با مقاصد مختلف درصدد جا به ­جايي و نقل مكان برآمده­ اند. رفته رفته و با غلبه بيشتر بر صنعت، از عدد نقل مكان ­هاي اجباري يا ناشي از شرايط طبيعي و اقليمي كاسته شد و دسته ديگري از اين سفرها به قصد ايجاد ارتباط با ساير انسان­ها اهميت يافتند. با […]

انسان­ها از ديرباز و با مقاصد مختلف درصدد جا به ­جايي و نقل مكان برآمده­ اند. رفته رفته و با غلبه بيشتر بر صنعت، از عدد نقل مكان ­هاي اجباري يا ناشي از شرايط طبيعي و اقليمي كاسته شد و دسته ديگري از اين سفرها به قصد ايجاد ارتباط با ساير انسان­ها اهميت يافتند. با وجود آنكه با آمدن عصر ارتباطات الكترونيكي و وسايل ارتباطي پيشرفته تا اندازه زيادي از ضرورت جا به ­جايي فيزيكي انسان­ ها كاسته شد، مسافرت با انگيزه شناخت مناطق، شهرهاي جديد و آشنايي با انسان ­ها و فرهنگ ­هاي ناشناخته و در يك كلمه گردشگري هر روز بيشتر از ديروز اهميت پيدا كرده است. تا بدانجا كه در غالب كشورها درآمدهاي اقتصادي حاصل از صنعت جهانگردي يكي از بهترين منابع درآمدي يك كشور تلقي مي ­شود.

به عبارت ديگر، اگر توسعه وسايل ارتباطي سريع موجب كاهش جا به ­جايي فيزيكي انسان­ ها در زمينه­ هاي متعدد شده، به همان اندازه نيز در تبادل اطلاعات گردشگري مؤثر افتاده و زمينه توزيع و معرفي جاذبه ­هاي گردشگري كشورهاي مختلف و به تبع آن جا به ­جايي فيزيكي انسان ­ها به قصد گردشگري را زياد كرده است.

گسترش صنعت گردشگري علاوه بر نقش و تاثير آن در ابراز هويت ملي و ايجاد امنيت اجتماعي، موجب ارتقاي ابعاد وسيع اقتصادي از جمله ايجاد فرصت­ هاي شغلي، درآمدزايي، كاهش فقر و گسترش عدالت اجتماعي و رفاه در جامعه مي ­شود و توسعه آن مقدمه ­اي براي توسعه سرمايه­ گذاري ديگر بخش­ هاي اقتصادي است كه لازمه آن حضور در زنجيره جهاني گردشگري و نظام­هاي بزرگ سامان يافته مي ­باشد. در تبيين برخي از موانع توسعه صنعت گردشگري در ­ايران، بايد مسايل زير را مورد توجه قرار داد:

۱-      فقدان پرواز مستقيم به مقصد ايران: نبود پرواز مستقيم ميان تهران و برخي از شهرهاي بزرگ حتي در اروپا، به عنوان يكي از موانع موجود براي سفر گردشگران خارجي به ايران است.

۲-      وضعيت بازاريابي و تبليغات گردشگري: تعدد مراكز تبليغاتي و نداشتن سيستم واحد در تبليغات و بازاريابي، يكي از موانع توسعه صنعت گردشگري محسوب مي­ شود. در بازاريابي گردشگري، بازاريابان و دفاتر آژانسها هيچ­ گونه نمايندگي از بخش دولتي و يا دولت متبوع خود ندارند و هيچ­ گونه حمايت مالي نمي ­شوند و به محتواي بروشورها و سايت ­ها بسنده مي­ كنند، در صورتي كه آنها عمده­ ترين سهم را در توسعه گردشگري برعهده دارند.

۳-      محدوديت­ هاي فرهنگي: از ديگر موانع توسعه گردشگري مي­ توان به عدم تطبيق و هماهنگي فرهنگ جهانگردان برخي از كشورهاي خارجي با فرهنگ اسلامي كشورمان اشاره كرد­. شناخت موانع فرهنگي و اجتماعي در چارچوب عقايد و آراي صاحب­نظران از اهميت زيادي برخوردار مي­ باشد كه برخي از ارزش ­ها و هنجارهاي جامعه ما با جوامع ديگر مشترك نيستند و همچنين مشكلات ناشي از تعاريف قانون، فقه و عرف ما و نيز رفتار صنوف و صاحبان مراكز مرتبط با گردشگران از ديگر محدوديت­ هاي فرهنگي كشورمان مي­ باشد.

۴-      تدوين استانداردها و ضوابط فني: هر يك از اقامتگاه ­ها، هتل­ ها، مراكز سياحتي و واحدهاي ارايه دهنده خدمات گردشگري بايد با رويه ­اي يكسان در كشور فعاليت كنند تا بتوانند خدمات مطلوب­ تر و با كيفيت ارايه دهند.

۵-      ضرورت شناخت ظرفيت ­ها و مناطق گردشگري: عدم شناسايي مناطق توريست­ پذير، اماكن تاريخي، جاذبه­ هاي طبيعي و معرفي نشدن آن ها در سايت­ هاي گردشگري جهاني، عارضه ديگر گردشگري ايران است كه اخيراً حركت ­هاي مثبتي در شناسايي و معرفي جاذبه­ هاي ايران انجام پذيرفته است.

۶-      فقدان نيروي انساني كارآزموده و متخصص: فقدان نيروي انساني كارآزموده و متخصص امور جهانگردي در دفاتر ايرانگردي و جهانگردي و بي ­اطلاعي و بي­ تجربگي كادر شاغل در مؤسسات جهانگردي از قبيل خدمت گزاران هتل­ ها، كاركنان آژانس و راهنمايان جهانگردي از ديگر موانع توسعه صنعت گردشگري در ايران است و بايد با آموزش پرسنل، مترجمان و تورگردانان خبره و حرف ه­اي در حوزه گردشگري اين مشكل را بر طرف نمود.

۷-      جاذبه ­هاي دست­ساز و مصنوعي: مثل آسمان­ خراش ­هاي بزرگ، پل ­هاي طويل، تونل ­هاي زيرآب، آكواريوم­ هاي بزرگ دريايي و… تلفيق­ تكنولوژي با جاذبه­ هاي طبيعي، جاذبه­ هاي دست ­سازي را خلق مي­ كند، كه مي­ تواند در جذب گردشگر مؤثر باشد.

۸-       حضور دستگاه ­هاي موازي در تشكيلات گردشگري: ناهماهنگي در همكاري بين سازمان­ ها و ارگان­ هاي دولتي و همچنين وجود دستگاه ­هاي موازي از ديگر عواملي است كه مانع توسعه صنعت گردشگري در كشورمان مي ­باشد. بنابراين بايد از تعدد مراكز تصميم گيري جلوگيري نمود و بيش از گذشته به تقويت سازمان اصلي متولي صنعت گردشگري پرداخت.

۹-      عدم پيوستگي و يكپارچگي خدمات: در رتبه بندي كشورها از نظر جاذبه ­هاي گردشگري در جهان، داشتن بسياري از منابع مد نظر قرار مي­ گيرد. اما اين منابع بايد به محصول تبديل شود. در بازار رقابتي گردشگري چيزي كه مطلوب همه است، پيوستگي و يكپارچگي خدمات است. بايد اين پيوستگي و يكپارچگي را به وجود آوريم تا بتوانيم محصولات و تنوع آن ­ها را به گردشگراني كه خواهانش هستند، عرضه كنيم. بدين ترتيب مي­ توانيم حجم گردشگران­ مان را افزايش دهيم.

۱۰-     عدم تمايل بخش خصوصي به سرمايه ­گذاري: از ديگر موانع و عوامل مؤثر بر توسعه صنعت گردشگري در كشور، عدم تمايل بخش خصوصي به سرمايه­ گذاري در اين صنعت به علت عدم سودآوري، حمايت ناكافي دولت و اقدامات سليقه­ اي و محدود كننده از سوي برخي مقامات غير مسؤول مي­ باشد. دولت بايد با كاهش تصدي­ گري خود در صنعت گردشگري، به وظيفه تسهيل و رفع موانع  سرمايه ­گذاري توسط بخش خصوصي و افزايش منابع براي توسعه اين بخش بپردازد. 

۱۱-     مكانيزاسيون و تكنولوژي: توريست بايد بتواند از طريق اينترنت بليط مقصد خود را رزرو و دريافت كند و هتل خود را به راحتي رزرو كند. از كارت اعتباري استفاده كند. اگر نتواند اين كارها را انجام دهد آيا انگيزه و اشتياقي براي سفر خواهد داشت. اين امر بايد به طور جدي از سوي همه دستگاه ­هاي گردشگري به انجام برسد. هر چند زير ساخت­ هاي اوليه براي ورود به گردشگري الكترونيك مانند اتصال به بانكداري جهاني هنوز در كشور ايجاد نشده، اما نيروي انساني آشنا به فناوري اطلاعات(IT) وجود دارد كه تنها به مديريت يكپارچه نيازمند است. گردشگري الكترونيك به علت سهولت و دسترسي بيشتر و كم هزينه بودن آن، موجب شده است كه مورد توجه مسؤولين گردشگري كشورمان قرارگيرد.

۱۲-     فقدان برنامه ­ريزي و استراتژي: فقدان يك برنامه جامع و استراتژيك و همچنين مشخص نبودن هدف ­ها و سياست ­هاي ايرانگردي و جهانگردي در قالب يك برنامه اجرايي و همچنين غفلت از نقش رايزنان و وابستگان فرهنگي ايران در سفارتخانه ­ها و عدم تحرك و نقش ­آفريني سفراي كشورمان در كشورهاي محل خدمت شان و نبود دفاتر نمايندگي و شعب خارجي بازاريابي يا ناديده گرفتن نقش ايرانيان مقيم كشورهاي خارجي در جذب گردشگران و عدم استفاده از ديدگاه ­ها و نقطه نظرات انجمن­ هاي صنفي دفاتر خدمات مسافرتي نقيصه ­اي دربرنامه ­ريزي­ هاست كه بايد براي رفع آن كوشيد.

۱۳-     ساير عوامل: عوامل ديگري از جمله: تكيه اقتصاد ملي كشور به درآمدهاي نفتي و احساس استغناء از ساير درآمدها، فقدان نگرش علمي به توسعه تجارت، بي­ توجهي به نقش چهره ­هاي شاخص بين ­المللي و افراد مشهور در جلب توجه افكار جهاني به كشورمان، عدم توجه به آرايش شهري، آراستگي ظاهري افراد، نظافت و تميزي معابر و ساختمان­ها، عدم رعايت نظم اجتماعي، قوانين و مقررات هر كدام به تناسب خود از عوامل و موانع توسعه گردشگري محسوب مي­ شوند.

ايران مجموعه ­اي از فرصت­ هاي گردشگري است. اين امر نه تنها در آثار تاريخي و جاذبه ­هاي طبيعي، بلكه حتي در هنجارهاي فرهنگي و ارزش ­هاي ديني آن نهفته است. فرصت ­ها و امكاناتي كه اگر آن ها را در كنار آداب ميهمان ­نوازي و پذيرايي گرم و صميمانه ايران، به خصوص ايلات و عشاير از ميهمانان خارجي قرار دهيم، بايد گفت ايران داراي بهترين گنجينه و ذخاير گردشگري جهان است.

درنتيجه بايد از اين فرصت ­ها و امكانات مناسب گردشگري در كشورمان با برنامه ­ريزي درست و درازمدت و رفع موانع موجود، همراه با به روز شدن تكنولوژي در اين زمينه، استفاده بهينه نمود تا صنعت گردشگري توسعه و جايگاه ايران در رتبه­ بندي سازمان جهاني گردشگري ارتقا يابد.

هوشنگ سليماني میگونی

انتهای پیام/