پاول لازار سفلد يكي از مهمترين روشنفكران تأثير گذار در حوزه ارتباطي جديد وعرصه ارتباط پژوهي و به ویژه رادیوپژوهی است. وی به کمک یکی از همکارانش به نام استانتون دستگاه محتوا سنجي راديويي را ابداع كردند. اين دستگاه ميزان علاقه و تنفر شنوندگان به هنگام شنيدن برنامه را اندازه گیري مي‌كرد. لازار سفلد به […]

پاول لازار سفلد يكي از مهمترين روشنفكران تأثير گذار در حوزه ارتباطي جديد وعرصه ارتباط پژوهي و به ویژه رادیوپژوهی است. وی به کمک یکی از همکارانش به نام استانتون دستگاه محتوا سنجي راديويي را ابداع كردند. اين دستگاه ميزان علاقه و تنفر شنوندگان به هنگام شنيدن برنامه را اندازه گیري مي‌كرد.

لازار سفلد به نوعي بنيانگذار راديو پژوهي در رسانه محسوب مي شود. از نظر وي يك “ارتباط پژوه” با توجه به موضوعات قابل سنجش، به تشكيل و تدوين جداول يك بعدي چند بعدي و… از واقعيت رسانه، ها دست مي زند. او بر اين عقيده اصرار مي ورزيد كه ” علم ارتباطات” دانش جواني ست. براي لازارسفلد مفهوم علم ارتباطات در راديو پژوهي و تأثير ارتباطي ان بر جامعه معنا مي شد. يكي از نتايج جانبي طرح پژوهشي راديو همان ابداع وسيله جمع اوري اطلاعات و داده ها موسوم به  “تحليل گر برنامه استانتون- لازارسفلد” بود. اين وسيله ارتباطي توليد شده که به نام مستعار “آني كوچولو” معروف شد، به پژوهشگران اجازه مي داد تا برنامه راديويي يا محتواي تبليغاتي را توام با تاثيرهاي هيجاني آن بر روي مخاطبان و شنوندگان ارزيابي، اندازه گیری و ثبت شود.

آني كوچولو، يك وسيله اندازه گيري مناسب براي ارزيابي برنامه هاي راديويي بود که یک تحليل گر برنامه، براي رسيدگي و بررسي بازخورد مخاطبان به ويژه در تاثئر برنامه هاي راديويي استفاده مي كرد. پژوهش هاي لازار سفلد نشان مي داد كه تحليل گران برنامه‌ها بيشتر روي قضاوت نهايي شنوندگان راديويي در باره توليدات و برنامه ها متمركز مي شوند. به عبارت ديگر آنها تاثئر برنامه ها را بر روي شنوندگان اندازه گیری و باز خورد آن ها را به برنامه سازان راديويي منعكس مي کردند.

از تحليل گر برنامه در موارد زيادي استفاده مي شد. لازار سفلد مرتون و همكاران آن ها از تحليل گر برنامه در طرح پژوهشي راديو استفاده كردند. آني كوچولو به عنوان ابزاري سودمند ، در جنگ براي ارزيابي علاقه و عدم علاقه سربازان نسبت به فيلم هاي اموزشي و اخلاقي مورد استفاده قرار گرفت.

گفتنی است لازارسفلد طراح بازسازي طرح راديو پژوهي است و آن را در قلمروی پژوهش هاي ارتباط جمعي قرار داد. همچنين وی در پاسخ به مقاله ماكس هور كهايمر مبنی بر نظريه سنتي وانتقادي؛ مقاله اي تحت عنوان “تفسیري بر پژوهش هاي انتقادي واجرايي ارتباطات ” نوشت. علاوه بر آن نظريه انتقادي را در طبقه نظريه “گمانگرا” قرار مي داد و آن را به عنوان “كشف واقعيت براي پيشنهادات ساختي” مطرح مي كرد.

انتهای پیام/فاطمه شیرازی دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران مرکزی