افزایش فعالین رسانه ای، فرصت ها و تهدید ها

محمد امین خوش نیت*

دوست داشتم در این فرصت از جایگاه و مرتبه علمی و ارزش فرهنگی کار رسانه بنویسم و آن را به شهد شیرین تبریک بیارایم اما دیدم این مسئولیت را دوستان بهتر و شیواتر از من تقبل کرده اند. لازم دیدم در این یادداشت کوتاه، بی پرده اما تلخ با هم سخن بگوییم و از دردهای واقعی خودمان و شغلمان بنویسیم. دغدغه ای که مدتهاست آن را بر دوش می کشیم، اینجا و آنجا گلایه ها کرده و نقل قول ها می کنیم اما راه به جایی نمی بریم. و در نتیجه هر روز بدتر از دیروز!

به دلیل لحن تند این نوشتار پیشاپیش از محضر استادان مسلم این حرفه، شاغلین پیشکسوت و مجرب و دوستان تازه کار و جوان پوزش می خواهم اما لازم است تا بی تعارف برخی از کاستی ها و نقایص کارمان را بگوییم و بسنجیم و با دیدی باز و با آسیب شناسی منطقی و شناخت دقیق فرصت ها و تهدیدها به سوی توسعه شغلی پیش رویم:

جامعه خبری آذربایجان شرقی در حال حاضر با چالش بزرگ و مهمی روبروست. شاید این موضوع برای برخی از دوستان و همکاران مطبوعاتی به ویژه آنها که تازه به این حرفه روی می آورند، سخت و گران آید اما تا زمانی که واقعیت ها را قبول نکنیم در درمان آنها نیز ناموفق خواهیم بود و این مشکل بدون آنکه خشک و تر بشناسد هم دامن پیشکسوتان و میانسالان را خواهد گرفت و هم گریبانگیر تازه واردان به این حرفه خواهد شد. چالشی به نام: کثرت نیروهای شاغل و صدور مجوزهای گسترده برای فعالیت در این حرفه! به جرات می توان گفت که ورود به هیچ شغلی در ایران فعلی به اندازه شغل خبرنگاری آسان نیست! البته تردیدی نیست که ظاهر جذاب و فریبای این حرفه صرفنظر از درآمدهای ناپایدار آن، خود عامل مهم جذب افراد و حتی شخصیت های سیاسی و اداری به این سمت است.

در بیشتر جلسات و کنفرانس های خبری شما تعداد کثیری از افراد را می بینید که از سایت ها، نشریات، خبرگزاری ها و حتی وبلاگ های به نام یا کمتر شناخته شده حاضر می شوند. شاید در نگاه اول پرسیده شود که تعدد دیدگاه ها و تکثر رسانه ها در عصر امروزی یک حُسن است و امتیاز. اما موضوع این است که خروجی این حضورهای چند ده نفری، چیزی جز انتشار کپی شده یک خبر از چند خبرگزاری و یا روزنامه و نشریه نیست. به عبارت دیگر تنها تعداد انگشت شماری خبر و گزارش از یک جلسه خبری منتشر می شود و بقیه رویکرد و محتوای یکسان و کپی شده ای دارند.

متاسفانه تلاش های خانه مطبوعات، انجمن صنفی روزنامه نگاران و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ساماندهی شغلی این حرفه تاکنون راه به جایی نبرده است. متاسفانه رویکرد وزارتخانه متبوع نیز در صدور مجوز انتشار نشریه و سایت آن هم به صورت فله ای بر دغدغه های فعالین واقعی این عرصه افزوده است. شما برای باز کردن یک مغازه فروش لوازم برقی و یا بهداشتی، یا حتی یک سوپرمارکت باید مدتها دوندگی کرده و آموزش های لازم را ببینید و مجوز های لازم را دریافت کنید. اما این روند در کار حساس و مهمی مانند روزنامه نگاری کمتر مورد توجه قرار می گیرد به گونه ای که یک وبلاگ نویس می تواند در عرض یکی دو هفته درخواست مجوز رسانه داده و به زودی می تواند مقام مدیرمسئول پایگاه خبری و تحلیلی! را کسب کند. در حالی که همگان می دانیم حساسیت و اهمیت این شغل به لحاظ سرو کار داشتن آن با افکار عمومی و شعور و احساس مردم بسیار مهم و استراتژیک است.

در نفس این قانون «یعنی آزادی رسانه برای همه شهروندان» شک و تردیدی نیست که از قضا منطبق با اصول اولیه آزادی بیان و از بنیان های تحقق دموکراسی در یک جامعه به شمار می آید. اما موضوع این است که وقتی زیرساخت ها و بستر گسترش چنین فعالیت های حرفه ای در جامعه ما فراهم نشده چگونه می خواهیم به فعالیت های روبنایی دست بزنیم؟ عرصه تولید خبر و گزارش آذربایجان شرقی چقدر توانایی دارد تا به این خیل عظیم مشتاقان تولید خبر و در نهایت بهره مندی از مزایای فرهنگی و حتی مادی و اقتصادی آن پاسخ دهد؟ به نظر می رسد حلقه کار روزنامه نگاران ما تاوان کم کاری سایر نهادها و ارگان ها در ایجاد شغل و درآمد پس می دهد و بدون توجه به ماهیت کار رسانه ای و حساسیت های آن، ظاهر قضیه یعنی کثرت و کمیت فعالان رسانه ای مورد توجه قرار می گیرد نه کیفیت کار آنان! حتی برخی از مسئولان ادارات دولتی و غیردولتی به ازدیاد تعداد خبرنگاران بیشتر تفاخر می کنند تا مطالب تولیدی فاخر!

شاید دلیل و استدلال دوستان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درست باشد اما این امر در میان مدت موجب تشتت و ناهماهنگی در کار رسانه و کاستن از ارزش های کار رسانه ای به ویژه در سطح شهرستان ها شده و در بلند مدت موجب بی اعتمادی جامعه نسبت به عرصه رسانه و کار رسانه ای و بروز برخی تعارضات حرفه ای را سبب خواهد شد. اگر این حرفه – هنر، از چارچوب های مناسب و منطقی ( نه سخت گیرانه مثل گذشته و نه سهل الوصول مثل الان) برخوردار نشود می تواند آن را با چالش های بسیار در آینده مواجه سازد. شاید بشود به نوعی از آن به عنوان «افتادن از آنسوی بام» تعبیر کرد.

بنابراین ما تنها از آزادی کار رسانه به همان شیوه که در کشورهای مترقی و توسعه یافته ساری و جاری است تنها بخش اول آن یعنی «آزادی آغاز به کار رسانه ای» را پذیرفته ایم و به الزامات، تبعات و ضرورت های آن بی توجه بوده ایم.

ورود افرادی به عرصه رسانه که با حداقل های علمی و اخلاقی این حرفه کمتر آشنا هستند می تواند آفتی باشد که در آینده به زیان این شغل و شاغلین واقعی تمام شود. در این بین تشکل های مطبوعاتی استانی باید نقش پر رنگ تر و منسجمتری ایفا کنند. همچنان که هیچ یک از مشاغل دیگر اجازه ورود فله ای و بدون برنامه و هماهنگی را به حرفه خود نمی دهند ما روزنامه نگاران نیز باید در راه صیانت از شآن و جایگاه حرفه خویش کمی از خود سختگیری و جدیت و پشتکار نشان دهیم. چه بسیار خبرنگارانی که تا دیروز مدعی فعالیت در این عرصه بودند اما اکنون اثری و رد پایی از آنها در این عرصه نیست. این امر نشانگر آن است که ورود و خروج از این حلقه بسیار آسان است و این آفت بزرگ یک حرفه است. یعنی اینکه همه آن افراد نه برای اشتغال و نه از روی علاقه و استعداد بلکه به خاطر تفنن و سرگرمی و چه بسا رسیدن به برخی پست ها و جایگاه ها و موقعیت ها چند صباحی به این حرفه روی آورده اند و با یافتن موقعیت بهتر، قلم را زمین گذاشته اند.

از سوی دیگر از کلیه دستگاه های دولتی و ادارات نیز انتظار می رود تا با بها دادن به رسانه های واقعی و خبرنگاران جدی و مسئولیت پذیر ، راه را بر سو استفاده برخی ها از اعتبار این حرفه که در طول ادوار گذشته بسیار مورد کم لطفی و بی مهری قرار گرفته ببندند.

انتهای پیام/ *مدیر مسئول هفته نامه گلشن راز و پایگاه خبری آذر قلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *