نویسنده: حمیدرضا زرنگار
بازسازی بافت های مسکونی آسیبدیده در جنگ، صرفاً یک اقدام عمرانی برای جبران خسارت های کالبدی نیست، بلکه فرآیندی اجتماعی، نهادی و توسعه محور است که با احیای سرمایه اجتماعی[۱]، بازسازی اعتماد عمومی و تقویت تاب آوری جوامع محلی پیوندی ناگسستنی دارد. این مقاله با رویکردی جامعه شناختی و با بهرهگیری از مطالعات نظری و تجارب جهانی، نقش مشارکت مردمی در بازسازی مناطق جنگزده را بررسی می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر سه مفهوم «سرمایه اجتماعی»، «تاب آوری شهری[۲]» و «کُنش گری شهروندی[۳]» استوار است و نشان می دهد که مشارکت سازمان یافته ساکنان در تصمیمگیری، تأمین مالی، طراحی و اجرای برنامههای بازسازی، یکی از مهمترین عوامل موفقیت و پایداری این فرآیند به شمار میرود. همچنین با مرور تجربه ایران در بازسازی پس از جنگ تحمیلی و مقایسه آن با نمونه هایی از کشورهای مختلف، از جمله بوسنی و هرزگوین و الگوهای خودسازندگی در کشورهای در حال توسعه، نقاط قوت و کاستیهای رویکردهای مختلف بازسازی تحلیل شده است. یافته های مقاله بیانگر آن است که الگوهای مشارکتی و از پایین به بالا، افزون بر تسریع بازسازی کالبدی، موجب تقویت حس تعلق مکانی، افزایش اعتماد اجتماعی، ارتقای تابآوری شهری و پایداری نتایج بازسازی میشوند؛ در حالی که الگوهای متمرکز و فاقد مشارکت مردمی، هرچند ممکن است در کوتاه مدت به بازسازی فیزیکی بینجامند، اما اغلب در احیای حیات اجتماعی محلات و ایجاد توسعه پایدار ناکام می مانند. مقاله در پایان نتیجه میگیرد که بازسازی موفق پسا جنگ مستلزم گذار از رویکرد صرفاً فنی و دولتی به سوی حکمرانی مشارکتی و نهادینه سازی نقش جامعه محلی است؛ رویکردی که در آن شهروندان نه دریافتکنندگان منفعل خدمات، بلکه کُنش گران اصلی بازآفرینی اجتماعی و شهری محسوب می شوند.
کلید واژه ها: بازسازی پس از جنگ، مشارکت مردمی، سرمایه اجتماعی، تابآوری شهری، کنُش گری شهروندی، بازسازی بافت های مسکونی، حکمرانی مشارکتی.
برای دریافت مقاله کامل اینجا را ببینید.
انتهای پیام/

